اگه نيايی ميرم ها ...!!!

كاش شبهاي مرا با صدايت آرام
همچو مصباح هدي تا طلوع خورشيد راهبر می‌بودی

آی افسونگر،
باد ،
مست مستم كرده
لنگرم باش كه اين سارق رند
تكيه گاهت را با خود خواهد برد

لنگرم باش كه اين اسب كهر
يالهايش را با دستم پيوند زده
چشم‌هايم انگار باز برمي‌گردند
سوی آن كودك خرد كه به بازيچه دكان فسون خيره شده

من تو را مي‌خواهم

هيچ ديگر مسرا !


/ 6 نظر / 7 بازدید
Muses

کجا ميری ؟ باش چايی دوم ؛) من طبع شعرم زياد خوب نيست برای همين سردر نياوردم.

م.م

سلام!بابا خوش تيپ!! چراخودت رودست كم گرفته بودي ؟!من باورم شد خودت نوشتي.آخه من زود باورم!!! آفرين خوب بود.

يحيي

سلام مهندس می بينم که ۲تا ۲تا می بلاگی ! يه سری هم به ما بزن ! خلاصه هوای نقش اول فيلمتون رو داشته باش !!!

narges

سلام بنويس شايد يه چيزی بشی!ولی اگه زود زود ننويسی نمیام بخونم!

kaveh

سلام امير جون . بابا بلاگتو يه ذره دستکاری کن قشنگ بشه . بای بای

همانی که بهت گفت http ... رو بنویسی «لینک» میشه:)

من نميدونم قضاوت چيست... گر که ميگويم٬ که جرم است... پس نميگويم٬‌ ... که جرم است.