ما؛ لابلای باران

اینجا به‌جای باران

از مردمان زندگی می‌بارد

از چشم‌ها امید

از دست‌ها تلاش

اینجا به‌جای باران

چشمان مردمان در جستجوی نان به ابر‌ها می‌آویزد

تهران به‌جای باران؛ چناران خود را با ارّه برقی می‌کند مهمان

سیراب نمی‌میریم تا تاریخ

با ما تمام خاطرات تشنگی‌اش را ورق کند

باشد

باران تمام قصّه ما نیست

روزی که سیل ما میدان به میدان شهر

بر شاخه شاخه هر بن چنار

آب را امضا کند

باران داستان‌مان را بر خیابان‌ها خواهد سرشت.

/ 2 نظر / 15 بازدید
ساناز

سلام این آدرس لینک پرسشنامه آنلاین است. اگر جواب بدید و بفرستید ممنون می شم. https://spreadsheets.google.com/viewform?formkey=dDd6YUdJWFFHZUVROWlCQ2RpdG9uQXc6MQ

صدف

سلاااااااااااااااااااااااام آمیرزا شاید بخواهند باران را از یادمان ببرند بی آنکه فکر کنند ما فرزندان بارانیم