برای آروش هرجا که باشد


هرجا که هست آرش
هرجا که باشی
همه روزهای دی
از لابلای انگشتانم
به شوق ديدن تو سرک ميکشند

اما
آنقدر گم شدی
که حسرتشان
بر برگهای سفيد کاغذ من
رنگين شد

آرش هنوز
نام تو با ماست
و
ياد تو
را
با نشای مو
در خاک و قلبمان
جاويد می کنيم
آنقدر رفته اي که شايد
تنها ميان رقص دود
پديدار می شوی

*************************
باران که می زند
از پس هاشور آبها
هر سايه ای به تو مانند می شود
*************************
آری سلام
اکنون چقدر ما همه محتاجيم
و من چقدر
به اين سلام تو محتاجم

اکنون چقدر
دوريت ای دوست
محسوس می شود
اکنون چقدر دير
چقدر دور
آهنگ حرفها
همه مان
آه و هر سلام
ناگفته پيشباز صد افسوس می شود .

ديروز رزهای رازپوش
پرسش کنان
سراغ تو از من گرفته اند
در دستها طبق طبق ياقوت
دعوت کنان به هماغوشی
تا سيراب کنند
از سينه شان ما را

**
ديروز نبودی
تا تاکها تک تک صدا کردند :
- دور از من کجا هستی؟